زندگینامه مصطفی پورسینا صفحه 9

مهاجرت خانواده ام به روستای یکه توت بعد از سال سخت
قبل از تولد من والدینم مرتب یشلاق(محل زمستانی) خودشان را برحسب وضعیت چراگاه ها عوض می کردند. تا آنجا که من میدانم آنها قبل از تولدم در روستای محمد آباد گهرباران ساری و نیز برگه گهرباران ساری نیز بودند.اما پس از سال سخت موقع برگشت از ییلاق آنها به روستای مهدی آباد بهشهر بر نگشتند .آنها به روستای یکه توت مهاجرت کردند.آن نزدیک روستای زاغمرزشهرستان بهشهر بود. و برای چند سال آن روستا را یشلاق خودشان قرار دادند.
ستای یکه توت در دوران کودکی ام

روستای یکه توت در آن روزها شامل حدوداً چهل کپر بود. این کپرها متعلق به چوپانهای مهاجر بود که از ییلاق های منطقه ما مانند تیلک، آتنی، بالاده، قلعه و چند روستای دیگر به آنجا می آمدند.این روستا بوسیله چراهگاهای بی انتها احاطه شده بود. در جنوب یکه توت درست در دویست متری آن رودخانه کوچکی به نام توسکا رو وجود داشت .در آن رودخانه ماهی های زیادی در آن یافت می شد

02 river

و در شمال یکه توت مابین دریا و این روستا برکه عظیمی وجود داشت.این برکه چند صد متر عرض و چند کیلو متر طول داشت. اسم آن برکه لپو بود.
02 flying cranes

02 a boat

درون لپو پر از ماهی و انواع پرندگان بومی و مهاجر بود.وقتی تفنگی شلیک میشد همگی آنها پرواز می کردند و آسمان آن منطقه را پر می کردنددر کمتر از یک دقیقه پر میکردند.

02 sea birds

من صحنه ای را که مردان زاغمرزی به صف غازهای مهاجر در حال پرواز شلیک می کردند و یکی یکی آنها را سرنگون می کردند بیاد می آورم.

02 shtting the birds
چراگاههای یکه توت در آن روز ها
یکه توت در آن روز ها دارای چراگاههای بی پایان بود. اطراف یکه توت و چراگاهایش پر از درختان انار وحشی بود.اگر کسی از دور آنها را نگاه می کرد فکر می کرد که باغ انار است

زمینهای آن پر از غلف بود.در میان درختچه های انار و سایر بوته ها پرندگان لانه می ساختند.بسیاری از پرندگان در کف زمین هم در میان علف ها خصوصا زیر بوته ها لانه می ساختند

02 eggs and nest

در آن چراگاه گله های بزها و گوسفندان زیادی وجود داشتند، بنابراین گرگ ها دائما به گله های گوسفند حمله می کردند و خساراتی وارد می ساختند.

02 dead sheep

روباههای مکار نه تنها به تخم پرندگان وحشی دستبرد می زدند بلکه مرغ و خروس و حتی بره های دامها را نیز می ربودند.

02 a fox and a lamb

02 fox and hen

در باطلاق ها گاو میش های بزرگ دایناسور وجود داشتند.د

02 buffalo

در همه جا چه در ین انسانها و چه حیوانات شور زندگی جاری بود.به هرحال سرزمین بکری بود و برای ما بچه های بازیگوش و ماجراجو جای قشنگی بود.روزها خوراک ما نان و میوه های وحشی بود سرگرمی ما سوار شدن بر تکه جوبی بعنوان اسب بود تکه چوبی به عنوان اسب بود که بر آن سوار می شدیم.گاهی هم با غلتاندن رینگ و یا تیوب دوچرخه مسابقه می دادیم.در آن روز ها در روستای ما از رادیو و تلویزیون خبری نبود.

02 playing with rings

برای دسترسی به سایر قسمتهای این زندگینامه لطفاً روی صفحات زیر کلیک فرمایید.

زندگینامه مصطفی پورسینا صفحه 1    ص 2     ص 3    ص 4    ص 6    ص7    ص8    ص9    ص10    ص 11    ص 12    ص 13    ص 14  

   ص 15    ص 16    ص 17    ص 18    ص 19    ص 20    ص 21    ص 22    ص 23    ص 24    ص 25    ص 26    ص 27

نظر دهید

*

code